تبليغاتX
گیوتین
ای آشنای دیرینه ,تنهایی،تنها دردیست که بی صداست و بی صدایی تنها فریادی است برای سراغاز تنهایی
 

بوديم و كسي پاس نمي

 

داشت كه هستيم باشد كه

 

نباشيم و بدانند كه بوديم

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 10:48 AM  توسط هیلدا | 
 

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
                                         خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
  خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
                                         در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
  و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
                                        و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
  چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
                                        چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
  خداحافظ ، تو ای بانوی شب های غزل خوانی
                                        خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
                                        خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!
 

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 9:21 AM  توسط هیلدا | 

 

 
((آنگاه که تنها شدی و در جستجوی تکیه گاه هستی ،تنها به خدا توکل کن))
 


((آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود)) شکسپیر
 


((عشق حقیقی هیچگاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود)) شکسپیر
 


((خوشبخت ترین مردم کسی است که خوشبختی را در خانه خود جستجو کند)) گوته
 


((قادر به انجام هرکاریکه ارده کنیم هستیم اگر آنگونه که سزاوار است پیگیر آن باشیم )) هلن کلر
 


((پیروزی یعنی اراده کردن)) ناپلئون
 


((من فکر میکنم،پس، هستم)) دکارت
 


((عاشق آنکسی باش که بر دو طرفه بودن عشق اصرار می کند)) دانته
 


((تنها یک بار از سخن باز ماندم وقتی مردی از من پرسید :شما کسیتید؟))

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 9:8 AM  توسط هیلدا | 

 ديشب نصفه هايش بود که تنم خيس از عرق پريد از خواب
 نفس نفس می زدم مثل دل گنجشکی که پريده از قفس
 فکر می کنم خواب ديده بودم باز
 خواب ديدم که می دويدم ميان يک جنگل که درختهايش ريشه در آسمان داشت و شاخه هايش فرو رفته بود توی دل زمين
 می دويدم که به خدا بگويم نکند خوابش برده زمين زير و رو شده
 خدا اگر يه لحظه حواسش بپرد از دور و برش , به نظرم همه چيز زيرو رو شود
 توی ذهنم آمد اگر خدا حواسش پرت شود لطافت باران را بگيرد تن آدم زير قطره هايش سوراخ می شود
 از خواب پريدم خيس
 غلت زدم به سينه خوابيدم کف زمين
 دستم را باز کردم گوشم را چسباندم به سينه اش
 به سينه زمين که که خودش يکبار به من گفت دلش زير اتاق من می زند
 تالاپ, تولوپ ...
 يکبار زمين به من گفت عاشق است
 عاشق ماه شده بود بيچاره , دلش کوچک بود و داغ
 شب ها به همين خاطر دلش تند می زد و داغ تر
 و ماه بی خيال با ستاره ها چشمک بازی می کرد و صورتش را می ماليد به لطافت ابرها
 ماه برای زمين يک  " تو "  بود , يک  " توی "  خيلی دور .
 ...
 تا صبح جير جيرک ترانه می خواند از زشتی معشوقش
 جيرجيرک ها و سوسک ها , چيزی که چشم آدم ها زشت می بيند به نظرشان خوشگل تر اند از همه چيزها
 سوسک دنبال جفتی می گردد که سياه تر و بدبوتر باشد
 پشمالو تر و گنده تر باشد
 سوسک ها حالشان از پروانه ها می خورد به هم
 مگس ها هم جاهای بد بو معاشقه می کنند
 من فکر می کنم هر موجودی به اندازه خودش می فهمد از زندگی
 آدم هم می تواند مثل سوسک بنازد به زشتی های معشوقش که فکر می کند خوشگلی همين است
 هم می تواند مثل مگس برود جاهای بد بو عشقبازی کند با عشقش
 خدا به هرکس قدر خودش نگاه می کند
 آدم تا نفهمد آدم است آدم نمی شود انگار
 ...
 امروز صبح مادر بزرگ از توی قاب عکسش بلند شد رفت لب سماور
 از پشت نگاهش می کردم مثل بچه های کجيده گردن
 مادر بزرگ سياه سفيد بود
 بوی گلاب فرو رفته توی تارو پود می آمد
 استکان چاقم شکمش را فرو داد توی دلش کمرش که باريک شد غل خورد توی دست مهربان مادر بزرگ
 يک استکان چای داغ با دو حبه قند پيش رويم بود و مادر بزرگ رفته بود توی قابش داشت زير لب دعا می کرد .
 پدر بزرگ از توی قاب عکسش چپ چپ نگاه می کرد و دلش سيگار می خواست
 دلم می خواست هردوشان رنگی بودند و بدون قاب عکس
 ...
 پابرهنه روی سنگ فرش باران خورده کف حياط راه رفتن خيلی خوب است
 کف پای آدم بايد نفس بکشد
 از توی کيسه رفتن خسته می شود طفلک گاهی
 گاهی فکر می کنم انگشت کوچک پايم يک بچه کوچک است که دلش می خواهد انگشت شصت پايم را بمکد
 خواستم بدهمش نشد
 بيچاره همه چيزهای کوچک که دلشان چيزهای بزرگ می خواهد
 مثل دل من که  " تو "  را می خواهد
 امروز کشف کردم رسيدن به دلخواه سخت است حتی اگر چهار انگشت باشد
 ولی غير ممکن نيست ...

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 8:56 AM  توسط هیلدا | 
چند تا عكس كارتوني

Jim Warren Wild Waters


 

 

 اگر ديديد و خوشتون اومد ولي نظر نداديد خيلي نامرديد نظر شما باعث دلگرمي ماست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 12:35 PM  توسط هیلدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همگی
من هیلدا هستم
هدفم از درست کردن این وبلاگ ابتدا حال گیری بود اما حالا اینجوری نیست و به همتون وابسته شدم
راستی از خرمالو و جیگر هم بدم میاد البته شما جیگر ها که می آیید نظر می دهید با اون جیگر بی مزه ها خیلی فرق می کنید

پیوندهای روزانه
مروارید/پوریا پورسرخ
ماهیگیری و طبیعت
جاستین (الهه)
6464
تک گل
جرقه
کوروش
تنها ترین
سایت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل شهریور 1387
هفته اوّل مهر 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
آرشیو موضوعی
شخصی
عشقولانه
عمومی
رایانه و اینترنت
کد های قالب
ورزشی
سیاسی
دخترونه
پسرونه
مذهبی
سینما و تلویزیون
موسیقی
پوریا پورسرخ
حرف های پند آموز
رواننشناسی
امین حیایی
مهناز افشار
باران کوثری
کامران و هومن
حامد بهداد
سلطان غم مادر
خداحافظی
نویسندگان
هیلدا
تنها و عاشق
پوریا
پیوندها
سارا
مبین
سعید
میثم
تفال با حافظ
دل شکسته
احسان
علیرضا
رضا
کاوه
دنیای کامپیوتر
ستاره ي ساحل
مثل تو
مرگ ماه
خودنویس
وبلاگ تيمي تركعلي غياثعلي مرادعلي و نبات علي (خيلي باحال حتما بريد)
عشق و دوري
دنيا ديگه مثل تو نداره
چه خوش مي آيد اين جا بوي غم
به چشمت عادت بده هر چيزي نبينه
براي خريد cdهاي متنوع اينجا را كليك كنيد
nima
مهناز افشار اسطوره ی سینما ی ایران
وروود تنها براي خانم ها مجااز است؟
الهه
hamcheraghi
alireza
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM