تبليغاتX
گیوتین
ای آشنای دیرینه ,تنهایی،تنها دردیست که بی صداست و بی صدایی تنها فریادی است برای سراغاز تنهایی
یکی دیگه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 3:1 AM  توسط هیلدا | 
برای دریافت کدقالب  روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 2:58 AM  توسط هیلدا | 
بیچاره دخترا

 اگه خوشگل باشن میگن عجب جیگریه                            

 اگه زشت باشن میگن کی اینو میگیره                            

 اگه تپل باشن میگن چه گوشتیه

 اگه لاغر باشن میگن چه مردنیه

 اگه مودبانه حرف بزنه میگن چه لفظ قلم صحبت میکنه

اگه رک و راست باشن میگن چه بی حیاست

اگه یه خورده فکر کنه میگن چقدر ناز میکنه

اگه سریع جواب بده میگن منتظر بود

اگه تند راه بره میگن میره سر قرار 

اگه آروم راه بره میگن اومده ول بگرده

اگه با تلفن کارتی حرف بزنه میگن با دوست پسرشه

اگه خواستگارو رد کنه میگن یکی نفرو زیر سر داره

اگه حرف شوهرو پیش بکشه میگن سرو گوشش می جنبه

اگه به خودش برسه میگن دلش شوهر می خواد داره جلب توجه میکنه

اگه....

پس چکار کنه بمیره خوبه ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 2:48 AM  توسط هیلدا | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 2:41 AM  توسط هیلدا | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 2:37 AM  توسط هیلدا | 
خیلی وقته براتون عکس  نفرستادم   حالا ۲ ۳ تا می فرستم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 2:31 AM  توسط هیلدا | 
قسمت ، دروغ عاشق و کلک به چشم بارونی
          ندیدن با چشم باز ، گریه برای یک نگاس ؛
قسمت یعنی قطع اُمید ، از هرچی دوست داشتنیه
         فراموشی خاطرات ، سفر به مرز عادتِ ،
قسمت ، غبار آینه هاس ، ازش سریع باید گذشت ؛
قسمت ، جواب نامه هاس تو کاغذای خط خطی ؛
قسمت در آخر ، دو چشمِ ،
         دو چشمِ پُر ابر و سفید ،
         دو چشم پُر ز عادتُ ، پُر از نگاه آخرین ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 1:29 AM  توسط هیلدا | 

فرياد نكنيم  هميشه به اين نكته توجه بكنيم كه بر زبان آوردن و فرياد بر آوردن هيچ هنري نيست .

خدا براي شنيدن صداي تو به فرياد تو احتياج ندارد ولي تو ،براي شنيدن صداي خدا به سكوت احتياج داري .

هر چه اين سكوت ها را بيشتر آرزو كنيم ، صداي خدا بيشتر در درون ما شنيده مي شود .

آگوستين قديس مي گويد :

گاهي خداوند به من مي گويد كمي آهسته تر من هم دارم حرف مي زنم .

.......................................  

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 2:5 AM  توسط هیلدا | 
سلام امروز می خوام واستون یه سری جک بفرستم امیدوارم خوشتون بیاد این جک ها رو واسه این می فرستم که وبلاگ از فضای عشق و عاشقی در بیاد اگه خوشتون اومد بگید به همین روال پیش بریم اگه خوشتون نیومد بگید مثله قبل باشیم پس نظر یادتون نره

يه تركه اسم بچشو مي ذاره بانك هر روز ميزنتش.

 

۳ـ از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟ ميگه: آخه اون وقت به ما ميگفتن بچه تهرون!

 

۴ـ به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

 

۵ـ به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!

 

۶ـ  به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!

 

۷ـ از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!

 

۸ـ تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه ديوونه! ساعت شيشه.

 

۹ـ تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

 

۱۰ـ يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحبش اومد!

 

۱۱ـ تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!

 

۱۲ـ  يه تركه بمب ميزاره تو جهنم همه شهيد ميشن ميرند بهشت!

 

۱۳ـ يه روز به يه تركه ميگن تعطيلات كجا ميري؟
ميگه: اگه امام رضا بطلبه؛ ميرم كيش!

 

۱۴ـ آويني تو جنگ كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟!

 

۱۵ـ تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟ ميگه: خوب شايد هم نياد.

 

۱۶ـ تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايه هست، بايد حتما عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!

 

۱۷ـ تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه؛ ميگه: امام علي! قربون لب تشنت برم ! پس كي ظهور می کنی؟

 

۱۸ـ تركه ميشه رييس صدا و سيما بعد از دو روز بركنارش ميكنن.
واسه اينكه وسط اذون پيامهاي بازرگاني پخش ميكرده!

 

۱۹ـ يه بار عربه با تركه دعواش ميشه. شروع ميكنن به زبون خودشون به هم ديگه ناسزا گفتن .يهو تركه با خودش ميگه چه آدم خوبيه. من دارم فحشش ميدم اين برام قرآن ميخونه!

 

۲۰ـ تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمرا تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!!!

 

۲۱ـ تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

 

۲۲ـ تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش،‌ زير عكسه مينويسه: ((سلام بر ننم اينا،‌ بالايي منما!))

 

۲۳ـ يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!

۲۴ـ تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

 

۲۵ـ زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

 

۲۶ـ تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

 

۲۷ـ تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!

 

 

 

عشقی+ ترکه ....

 

۲۸ـ يه روز به يه ترکه ميگن نامزدي رو به چي تشبيه ميکني؟ ميگه نامزدي مثل اين مي‌مونه که بابات برات يه دوچرخه بخره ولي نزاره بهش دست بزني!

 

۲۹ـ تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

 

۳۰ـ تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟

 

۳۱ـ يه تركه به دوست دخترش ميگه: امشب بيا خونه ما. هيچكس خونه نيست.
شب , دوست دختر تركه, مياد و هر چي زنگ ميزنه ميبينه هيچكسي خونه نيست!

 

۳۲ـ تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!

 

۳۳ـ تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده.

 

۳۴ـ تركه داشته براي رفيقش تعريف مي‌كرده كه: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: آخه چرا، چي شده؟ ميگه: پريروز اين خانوم صالحي، منشي ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصي ميخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا اين كه شرمندگي نداره. ميگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصي دادم رفت، بعد اون يكي كارمندمون اومد، اونم مرخصي ميخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد يكي يكي همه كارمندامون اومدن مرخصي خواستن، منم به همشون مرخصي دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا مرخصي دادن كه شرمندگي نداره. ميگه: نه آخه، بعد از يك مدت اين منشيه زنگ زد، گفت امشب بياين خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، ديدم خانم منشي تنهاست، با عشوه بهم گفت: من ميرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندين من الان ميام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از يك مدت در رو باز كرد، ديدم همه كارمندا و خانوم بچه‌ها جمعند، براي من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: بابا اينكه شرمندگي نداره، بايد خوشحال ميشدي. تركه ميگه: آخه من لخت وايستاده بودم!!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 0:53 AM  توسط هیلدا | 
سلام ۲ و ۳ روز بود آپ نكرده  بودم بنده از فردا صبح در خدمت شما هستم

۸۵/۵/۲۳

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 8:8 PM  توسط هیلدا | 
ايا دوستم داري؟ از ويرانه هاي عشق برايت گلخانه ساختم. تو را به ضيافت شبانه ام دعوت مي كنم. اي اهرو به محفل شاعرانه ام قدم بگذار تا كلبه ام عطر محبت بگيرد
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 8:5 PM  توسط هیلدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همگی
من هیلدا هستم
هدفم از درست کردن این وبلاگ ابتدا حال گیری بود اما حالا اینجوری نیست و به همتون وابسته شدم
راستی از خرمالو و جیگر هم بدم میاد البته شما جیگر ها که می آیید نظر می دهید با اون جیگر بی مزه ها خیلی فرق می کنید

پیوندهای روزانه
مروارید/پوریا پورسرخ
ماهیگیری و طبیعت
جاستین (الهه)
6464
تک گل
جرقه
کوروش
تنها ترین
سایت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل شهریور 1387
هفته اوّل مهر 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
آرشیو موضوعی
شخصی
عشقولانه
عمومی
رایانه و اینترنت
کد های قالب
ورزشی
سیاسی
دخترونه
پسرونه
مذهبی
سینما و تلویزیون
موسیقی
پوریا پورسرخ
حرف های پند آموز
رواننشناسی
امین حیایی
مهناز افشار
باران کوثری
کامران و هومن
حامد بهداد
سلطان غم مادر
خداحافظی
نویسندگان
هیلدا
تنها و عاشق
پوریا
پیوندها
سارا
مبین
سعید
میثم
تفال با حافظ
دل شکسته
احسان
علیرضا
رضا
کاوه
دنیای کامپیوتر
ستاره ي ساحل
مثل تو
مرگ ماه
خودنویس
وبلاگ تيمي تركعلي غياثعلي مرادعلي و نبات علي (خيلي باحال حتما بريد)
عشق و دوري
دنيا ديگه مثل تو نداره
چه خوش مي آيد اين جا بوي غم
به چشمت عادت بده هر چيزي نبينه
براي خريد cdهاي متنوع اينجا را كليك كنيد
nima
مهناز افشار اسطوره ی سینما ی ایران
وروود تنها براي خانم ها مجااز است؟
الهه
hamcheraghi
alireza
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM