تبليغاتX
گیوتین
ای آشنای دیرینه ,تنهایی،تنها دردیست که بی صداست و بی صدایی تنها فریادی است برای سراغاز تنهایی
 

ـ 

 مهم نيست چند بهار در کنارهم زندگي کنيم باور کنيد مهم اين است که يادمان باشد عمرمان کوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت: کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه ناگفته هاي مهر آميز يک عمر را در چند ثانيه بگوييم 

  ـ هرگزدنبال كسي نباش كه بتوني بااون زندگي كني,بلكه دنبال كسي باش كه نتوني بدون اون زندگي كني.

 ـ سعي کن بخاطر کسي که دوستش داري غرورتو از دست بدي ولي مواظب باش بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي به کسي عشق بورز که لايق عشق باشه نه تشنه ي عشق

اين مطلب رو نفيسه دوست عزيزم برام نوشته بود

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 11:55 AM  توسط هیلدا | 
قصه شنیدم

به خدا می میرم برات

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 10:56 AM  توسط هیلدا | 
 تنهایی ست که می ماند
 
صبحها تاریک ست، شبها زیباست.
لذتها همه رنج، رنجا زیباست.
در دل تنهایی، غم نیست، شادمانی ست.
نورها همه ظلمت.
آبها ناپاک، گریه آب را می شوید شاید، گریه آن ماهی.
این برف است که می جوشد، گرمایش رنج آور، رنجها همه زیبا.
این درد است که می ماند، ناله از درد لذت بخش.
گریه های بی مانند، این است که می ماند.
خنده های مضحک، بی جایند.
این تنهایی ست، که نورانی، شبها را روشن، رنجها را زیبا، بغضها را رها.
و این تنهایی ست که می ماند.
+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 8:54 AM  توسط هیلدا | 

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 8:48 AM  توسط هیلدا | 
   


 وقتي گريه مي كنم تورادرميان اشكهايم مي بينم
ولي اشكهايم راپاك مي كنم تا كسي تو را نبيند.

بيائيد آنچه دوست داريم بدست آوريم،
وگرنه مجبور ميشويم آنچه بدست مي آوريم دوست داشته باشيم ...
 زندگي تفسير اين دو حرف است : يا مرگ آرزوها يا آرزوي مرگ ...
اشكي دگرندارم,خنديدنم به زوراست نفرين به هرچه قسمت,
چشم دلم چه كوراست بر دل گفته بودم,دل به كسي نبندد گوشي كه بشنودكو,
اين دل چه بيشعوراست هردم گريه كردم تاحدجان سپردن گويي دواندارد,
چشم خداچه كوراست ازعشق نااميدم,تاكي دلم بسوزد گويي غم توبامن,
همزادوجفت وجوراست دراسمان قلبم,ديگرستاره اي نيست تنهادعاي اين
دل,
يك مرگ سوت وكوراست

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 8:46 AM  توسط هیلدا | 

IN THE NAME OF ALLAH

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 8:38 AM  توسط هیلدا | 
نگو نه نگاه تو نامهربون بود نازنین
گل لبخند تو مال
دیگرون
بود نازنین
 
بقیه شازده بودن و عاشق تو پاپتی بود
میون شازده ها بی نام و نشون بود نازنین
 
آره
اون چیزی نداشت
اما به پات هر چی می ریخت
اگه جونشم می داد
از دل و جون
بود نازنین
 
حسرت
دستای تو برای من بود همیشه
حیف که گرمی شون برای
دیگرون
بود نازنین
 
من بهارم پای انتظار اون
چشما
گذشت
وقتی برگشتی که فصل ما
خزون
بود نازنین
 
نگو دیوونه بودم دیوونگی واسه ام
کمه

اسم احساس من اون روزا
جنون بود نازنین
+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 8:22 AM  توسط هیلدا | 

شبزيباترين كلامت را بگو
شكنجه پنهان سكوتت را آشكار كن
و هراس مدار كه بگويند ترانه بيهوده اي مي خوانيد
چرا كه ترانه ما ترانه بيهودگي نيست
چرا كه عشق حرفي بيهوده نيست

**********
اين متون و خيلي دوست دارم,اميد وارم خوشتون بياد.
مادرم مي گفت:عاشقي يك شب است و پشيماني
هزار شب
حالا هزار شب پشيمانم كه چرا
يك شب عاشق نبوده ام
*********
اگر تنهاترين تنهايان هم كه باشم باز هم خدا با من است
 او جانشين تمام نداشتن هاي من است
********
به مارماهي ماني
نه اين تمام نه آن تمام
منافقي چه كني
يا مار باش يا ماهي
*********

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 7:50 AM  توسط تنها و عاشق | 

ردپا

......در انحنای تنهایی خویش

......در انحنای تنهایی خویش ... بین ماندن و رفتن ... بین بودن و نبودن ... بین نیاز و استغنا ... بین خاموشی و فریاد ... رفتن را برمیگزینی !
حسی گنگ و نامفهوم با معنایی به وسعت اندوه تو را در بر می گیرد و بغضی خاموش گلویت را می فشارد. میشکنی ... میشکنی و از مرور خاطره ها خیس میشوی !
می دانی در زیر لایه های سکوت و فراموشی خواهی پوسید . می دانی در زیر لایه های سکوت و فراموشی
خواهی پوسید. می دانی در چشم این رگذران غریبه مهجور خواهی ماند. آری خوب می دانی که از خستگی حرف های بر دل مانده مچاله خواهی شد ... ولی رفتن را بر می گزینی.
می دانی دوباره باید پشت این حصارهای تودرتو خالی برای بودن تلاش کنی و باز با این روزمرگی بیهوده بجنگی اما رفتن را بر می گزینی!
می روی و سکوت پیشه می کنی و آنقدر غرق در این سکوت می شوی که می خواهی سکوتت را فریاد کنی! .... با تمام وجودت فریادکنی! .... با تار و پودت!
پس دوباره باز میگردی .... ولی می دانی آری خوب می دانی که سکوت را نمی توان فریاد زد.
و ای کاش کسی معنای این سکوت ا می فهمید!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 7:35 AM  توسط هیلدا | 
شنیدم که شمشیر یکی را دوتا می کند بنازم به شمشیرعشق که دوتا را یکی می کند
 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 7:28 AM  توسط هیلدا | 
عشق حادثه ی ناگهانی ست که تمام عمر سایه به

سایه روزگارت را تعقیب می کند و ناگاه در لحظه ای بر

سرت آوار می شود عشق سختی ست اما سختتر از ان

این است که خدای عشق خالق هر چه زیبایی تو را در

روشنایی خیره کننده ی نگاهی عجیب گرفتار کند و رها

خدا رهایت کند به امان تپش های روز و شب دلت ....

سخت است بر سر دو راهی بلاتکلیف اواره ای باشی و

هیچ ندایی از پروردگار گوشهای عاجزت را به خود نخواند .

در من کسی پشت استخاره های دلواپسی نیت می

کند و نماز حاجتش بر سجاده های همیشه جاری بغض می شود .

در من کسی شانه های یک طاقت بلند را کم می اورد تا

پس لرزه هایش را به ان تکیه کند.

خدایا !دست مرا بگیر دل جوانم این همه دلتنگی را صبور نمی ماند

خداوندا!عشق تجربه ی بی بازگشتی ست در این طاقت فرسای خانه براندازتو پناهم باش

با من حرف بزن که بدانم با این مخلوق تو با این حادثه ی

نمناک با این عشق چگونه روزگار بگذرانم ...اگر بد بود تو نمی افریدی اش

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 7:27 AM  توسط هیلدا | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 4:55 AM  توسط هیلدا | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 4:46 AM  توسط هیلدا | 
....آموختم
من عشق را از انعکاس مهتاب در حوض خانه مادربزرگ آموختم
من ایثار را از قلب خورشید در آسمان صحرا آموختم
من زندگی را از امواج طوفانی شب دریا آموختم
من محبت را از قطره های باران بر علفزار آموختم
من صداقت را از یکرنگی ابرهای سفید آموختم
من وفا را از کبوترا بر شاخه های خشکیده یک درخت آموختم
من گذشت زمان را از چشمان منتظر آموختم
من ایمان را از کودکان معصوم آموختم
من عطش را از چکاوک های خانه همسایه آموختم

و من آموختم
هر چه را بخواهم فقط از معبود یکتا بخواهم


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 3:10 PM  توسط هیلدا | 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 1:31 PM  توسط هیلدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همگی
من هیلدا هستم
هدفم از درست کردن این وبلاگ ابتدا حال گیری بود اما حالا اینجوری نیست و به همتون وابسته شدم
راستی از خرمالو و جیگر هم بدم میاد البته شما جیگر ها که می آیید نظر می دهید با اون جیگر بی مزه ها خیلی فرق می کنید

پیوندهای روزانه
مروارید/پوریا پورسرخ
ماهیگیری و طبیعت
جاستین (الهه)
6464
تک گل
جرقه
کوروش
تنها ترین
سایت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل شهریور 1387
هفته اوّل مهر 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
آرشیو موضوعی
شخصی
عشقولانه
عمومی
رایانه و اینترنت
کد های قالب
ورزشی
سیاسی
دخترونه
پسرونه
مذهبی
سینما و تلویزیون
موسیقی
پوریا پورسرخ
حرف های پند آموز
رواننشناسی
امین حیایی
مهناز افشار
باران کوثری
کامران و هومن
حامد بهداد
سلطان غم مادر
خداحافظی
نویسندگان
هیلدا
تنها و عاشق
پوریا
پیوندها
سارا
مبین
سعید
میثم
تفال با حافظ
دل شکسته
احسان
علیرضا
رضا
کاوه
دنیای کامپیوتر
ستاره ي ساحل
مثل تو
مرگ ماه
خودنویس
وبلاگ تيمي تركعلي غياثعلي مرادعلي و نبات علي (خيلي باحال حتما بريد)
عشق و دوري
دنيا ديگه مثل تو نداره
چه خوش مي آيد اين جا بوي غم
به چشمت عادت بده هر چيزي نبينه
براي خريد cdهاي متنوع اينجا را كليك كنيد
nima
مهناز افشار اسطوره ی سینما ی ایران
وروود تنها براي خانم ها مجااز است؟
الهه
hamcheraghi
alireza
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM